جدیدترین اهنگ های ایرانی برای حمایت از موسیقی ایرانی
 
موضوعات
لینک دوستان
نظر سنجی
خواننده مورد علاقه شما کدام است؟(امکان انتخاب چندگزینه وجود دارد)










آمار
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
درگیری لفظی بین یغما گلرویی و روزبه بمانی

در شماره 55 ماهنامه "نسیم هراز" با سه نفر ( نیلوفر لاری پور، احسان سلطانی، یغما گلرویی) در رابطه با نقد ترانه های "دنیای این روزای من" ( ترانه های روزبه بمانی و صدای داریوش اقبالی ) مصاحبه ای صورت می گیره که متن حرف های یغما گلرویی به این شرح هست

 

اگر گول كف زدن‌ها را نخورد...

یغما گلرویی*

از من خواسته شده یادداشتی بنویسم درمورد همكاری دوستِ ترانه‌سرایم روزبه بمانی، با خواننده‌ای كه آثارش بخش بزرگی از حافظه شنیداری چند نسل را شامل می‌شود. به شخصه معتقدم كه این همكاری اتفاق مباركی بود. هم برای روزبه و هم برای آن خواننده اسمش را نبر! روزبه توانسته در آلبومی مستقل با یكی از بزرگان موسیقی مردمی (كه همكاری با او از آرزوهای اغلب ترانه‌نویسان است) كار كند و طرف دوم هم بعد از چند آلبوم كج‌دار و مریز (كه اغلب دو سه ترانه‌ به قوت كارهای قدیمی خود او داشتند) آلبومی با حال و هوایی همه فهم‌تر و یكدست‌تر و البته با هدف گرفتن مخاطبانی جوانتر و بی‌دغدغه‌تر بیرون داده كه بیشتر به یك خستگی در كردن می‌ماند و نفس تازه كردن. پنداری در راه درنوشتن یك كوه، استراحتی بكنی و دقیقه‌ای گل روییده از صخره را ببویی و از یاد ببری خستگی‌ات را، و دوباره راهی شوی.

ترانه‌های این آلبوم متاسفانه از آثار درخشان روزبه نیستند. او وقتی در ترانه‌هایش سراغ موضوعات اجتماعی می‌رود درخشان است. وقتی ترانه‌های جنگ را می‌گوید، وقتی كاری مثل شطرنج را می‌نویسد و تعابیر و تصاویری را خلق می‌كند كه در یك كلام ستایش‌آمیزند. آن ترانه‌ها كه به فیلمنامه می‌مانند، با میزانسن‌ و سكانس‌بندی درست و حساب شده. با ساخت وساز و پازل‌چینی. آن‌ها آثار درخشان روزبه بمانی هستند و دریغا كه در این آلبوم به كار گرفته نشده‌اند. ترانه‌های این آلبوم به دویدن و جانانه دویدن در راهی می‌ماند كه سرفرازها و زاكاریان‌ها آن را كوبیده‌اند. یعنی راه تازه‌ و سبك تازه‌ای در كار نیست. همان چارچوب‌ها و همان زندانی شدن‌ها در مدار منِ مانده و توی رفته؛ گیرم با تعابیر و تصاویری امروزی‌تر. نزدیك‌تر به زبان روز و خلاقانه‌تر اما مسیر همان مسیر است كه سه دهه پیش سرفراز آن را درنوشته بود:

من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندونی

این دیگه یه التماسه، من می‌خوام بیای بمونی

چرخه این من و تو اما به چشم برهم زدنی به تكرار می‌رسد و رسیده است ازهمین اكنون. گواه این حرف، آلبوم متاخر خشایار اعتمادی كه این تكرار در اشعار روزبه را درشت‌تر نشان می‌دهد و من و تو را كه از آن بگیری فرومی‌پاشد و درهم می‌ریزد. روزبه اگر زرنگ باشد به راهی كه خود ساخته و خود آفریده برمی‌گردد. سراغ همان ترانه‌های ناب می‌رود كه گرچه به اجرا رساندنشان سخت است اما می‌توانند كارنامه مستقل او را شكل دهند. شك ندارم روزبه واقعی با اجرای آن نوع ترانه‌ها شناخته می‌شود.

موضوع دیگر نحوه این همكاری است كه بنا بر گفته‌های خود خواننده در مصاحبه‌های ماهواره‌ای (البته ما نداریم و در خانه همسایه دیده‌ایم!) تقدیم ترانه، آهنگ، تنظیم، ضبط، میكس و مسترینگ مجانی به خواننده بزرگ و پیشكسوت بوده است. ماجرا این است كه خواننده به همان دلیل پیشكسوتی، باید اتفاقا بیشتر خرج آلبومش كند. باید چندبرابر خوانندگان نوپا هزینه كند تا تشویقی باشد برای تازه آمده‌های ترانه و موسیقی كه بدانند بزرگ‌ترها قدر آثارشان را (گیرم از جنبه مادی) می‌دانند. این نوع همكاری ایجاد توقع می‌كند برای دیگر خوانندگان سن و سال‌دار آن‌ور آب و حالا تا بحث مساله مالی پیش می‌آید این آلبوم را مثال می‌زنند كه فلانی مجانی آلبوم تهیه می‌كند و توقع مفت بودن دارند از آهنگساز و ترانه‌نویس. توقع مفت بودن و كوفت نبودن و شگفتا كه این آلبوم كوفت هم نبود. آلبومی بود با استاندارد قابل قبول ترانه و ملودی و مخاطبان زیادی هم دست و پا كرد اما مجانی بودنش بخش بزرگی از ارزش آن را مخدوش كرد. گیرم انتشار این آلبوم، در كارهای داخلی قیمت ترانه‌سرا و آهنگساز را یكدفعه بالا برده اما كولی دادن به اهالی آن‌سو (كه در سراشیبی بازنشستگی و الوداع قرار دارند) و كولی گرفتن از اهالی این‌سو (كه آینده موسیقی مردمی به آثار آنان بستگی خواهد داشت) اشتباه است. بازارگرمی هم اگر باشد دست كم گرفتن خود و آثار خود است و ای كاش نحوه این همكاری به گونه‌ای دیگر اتفاق افتاده بود.

كف زدن ساده‌ترین كار دنیاست. در این ماه‌ها برای روزبه زیاد هورا كشیده‌اند و امیدوارم حرف‌های مرا در هیاهوی این همه هورا بشنود. آن‌قدر مرا می‌شناسد كه بداند از این نوشته غرض و مرضی ندارم و اگر برایم اهمیت نداشت و دوستش نداشتم مثل آثار بی‌شمار دیگری كه هر هفته منتشر می‌شوند و به بی‌تفاوتی از كنارشان می‌گذرم، از كنار این آلبوم هم می‌گذشتم. او هنوز جوان است. فرصت بسیار دارد. كم اشتباه‌تر از بسیاری از ما (از جمله خود من) بوده. می‌تواند خود را پیدا كند. می‌تواند به یكی از معتبر‌ترین ترانه‌سرایان این دهه بدل شود اگر خود را بشناسد. اگر قدر خود را بداند، اگر به سری‌دوزی نیفتد و گول كف زدن‌ها را نخورد.

 

و روزبه بمانی در شماره 57 همین نشریه اینگونه پاسخ می دهد: ( منبع : شماره 57 ماهنامه نسیم هراز )



آقای گلرویی صدای شما را هم شنیدم

در شماره 55 (دو شماره قبل ) در صفحات مربوط به نقد ترانه‌های آلبوم «دنیای این روزای من» در پاسخ به یادداشتی از دوست ترانه‌سرایم یغما گلرویی، جوابیه‌ای برای مسئول صفحه موسیقی این ماهنامه ارسال كردم كه این نشریه در راستای احترام به قانون مطبوعات از چاپ آن در شماره پیشین‌اش خودداری كرد و در عوض درست در همان شماره به صورت كاملاً اتفاقی! مجدداً با همین دوست ترانه‌سرا گفت‌وگویی انجام شد تا ایشان تحت عنوان وظیفه و رسالت صنفی دوباره بر دروغ‌هایی كه در یادداشت مذكور آورده بود تاكید كند كه البته این‌ها همه شاید دلیلی بر آن باشد كه بحمدالله همه چیز در فضای این نشریه بسیار دوستانه است!

چه در شماره پیشین، چه در این شماره، آنچه مرا به نوشتن یك جوابیه ترغیب كرد نه صرفاً پاسخ دادن به یك دروغ بلكه پرداختن به دروغ‌پردازی در میان اهالی صنفی است كه خود را سخنگوی بخشی از تفكر جامعه می‌دانند. صنفی هم فرهنگی هم هنری كه بیرون و درون ترانه‌هایش علیه دروغ و دروغگو در هر صنف و هر منصبی شعار سر می‌دهد. وگرنه آنچه این‌روزها زیاد می‌شنویم دروغ است.

اگر در دل چنین اصنافی كه لااقل بخشی از رسالت حرفه‌ای خود را ساختن فرهنگ رفتاری و عمومی جامعه می‌داند دروغ و تهمت آن‌هم به اهالی همان صنف تا این حد تبدیل به ارزش و شاخص حرفه‌ای شده باشد دیگر وای به حال بخش‌های غیر فرهنگی جامعه.

لطیفه‌ای به نام نقد

نقد تخصصی ترانه‌های یك آلبوم غیرمجاز (به تعبیر دوستان ارزشی) آن‌هم در نشریه‌ای غیرتخصصی در حوزه ادبیات از آن دست اتفاق‌هایی است كه دیر به دیر در عرصه مطبوعات شاهد آن هستیم كه ای كاش از این فرصت بهتر از این به نفع ترانه و ترانه‌سرایی این روزگار استفاده می‌شد.

در باب آنچه به اسم نقد ترانه‌های این آلبوم در دو شماره قبل این مجله آمده صحبتی ندارم چرا كه حرف زدن جدی درباره یك شوخی مانند تحلیل منطقی یك لطیفه است، نقدی كه استنادش در اشتباه فاحش و غیر قابل بخشش زبانی در ترانه اول آلبوم به واژه‌ای است (مرا) كه اصلاً در ترانه وجود ندارد، یا اینكه می‌گوید مثلاً چرا ترانه اول فقط عاشقانه است و مثل ترانه (تمنای) اردلان سرفراز عارفانه نیست! مثل این است كه از كسی كه تراژدی ساخته بپرسی چرا اثرت مثل اثر فلانی كمدی نیست؟!

اساساً پرداختن به چنین نوشته‌ای را كه نویسنده‌اش حتی هنوز اثر مورد نقدش را درست نشنیده و آنچه به اسم نقد آورده بیشتر نقد مولف است تا اثر، بی‌احترامی به مخاطب ترانه می‌دانم. البته تعجب من بیشتر از انتشار چنین نوشته‌ای در این ماهنامه بود كه مسئول صفحه موسیقی به عنوان توضیحی قانع‌كننده دلیلش را ایجاد فضای چندصدایی در مجله اعلام كرد.

اما آن‌گونه كه پیشتر گفتم آنچه انگیزه این نوشته شد، یادداشت دوست ترانه‌سرایم یغما گلرویی و متعاقب آن گفت‌وگوی هفته بعدش با این مجله بود.

مطالبی كه بیش از پیش نشان می‌دهد در فضای امروز ترانه و موسیقی ما چه می‌گذرد.

نقد درخواستی

از دوست من خواسته شده مطلبی بنویسد در باب ترانه‌های آلبوم «دنیای این روزای من». این‌كه از او خواسته‌اند این‌گونه بنویسد یا خودش خواسته مهم نیست. مهم پرداختن به دروغی است كه پیش از این دوستان دیگر ما در جلسات‌شان در جهت تخریب این آلبوم آن‌را زمزمه می‌كردند و ایشان در ماهنامه آن‌را رسانه‌ای كرد و البته نكات دیگری كه به آنها اشاره خواهم كرد.

یادداشت با تشریح حال و هوای آلبوم كه نویسنده آن‌را به خستگی دركردن در راه رسیدن به كوهی تشبیه می‌كند شروع می‌شود. ایشان ترانه‌های این آلبوم را پائین‌تر از ترانه‌های اجتماعی و حوزه جنگ من می‌داند، خب این هم نظری‌ست، اما جالب مثالی‌ست كه بر این مدعا می‌آورند،آن‌هم نام بردن از ترانه‌ای‌ست كه نه حتی خواننده‌اش از من به عنوان ترانه‌سرایش در جایی نام برده. این‌كه چرا به جای یكی از آن همه ترانه اجتماعی كه دوست من از آنها به عنوان نقطه توانایی و تمایز من در این عرصه یاد می‌كند به یكباره این ترانه را مثال می‌زند شاید تنها دلیلش یادآوری و رفع شك و شائبه برای آن دسته از دوستانی باشد كه احیاناً هنوز ترانه‌سرای این كار را نمی‌شناسند وگرنه پرواضح است كه هیچ غرضی در كار نیست و این مثال كاملاً اتفاقی است!

ایشان ترانه‌های این آلبوم را تعبیر به جانانه دویدن من در مسیری می‌كند كه سرفرازها و زاكاریان‌ها آن‌را كوبیده‌اند. در این مسیر یا جنتی‌ها و قنبری‌ها را راهی نیست یا دوست من آنها را راه نمی‌دهد كه البته باید ایراد را از جنتی‌ها و قنبری‌ها دانست وگرنه آنگونه كه ایشان بعدتر بر آن تاكید می‌كند این نوشته هیچ غرضی را دنبال نمی‌كند. دوست من ترانه‌های این آلبوم را در مسیری می‌داند كه سه دهه پیش سرفراز آنها را نوشته: من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندونی...

به‌راستی ترانه‌های این آلبوم نمونه امروزی‌تر این ترانه است؟‌ای كاش لااقل مثال بهتری از آقای سرفراز یا خانم زاكاریان كه هنوز با ایشان دچار مشكل نشده‌اند به میان می‌آمد كه ترانه‌های بسیار بهتر از نمونه یادشده دارند؛ همانطور كه جنتی و قنبری دارند.

دوست ترانه‌سرای من نظر جالب دیگری در رابطه با ترانه‌های این آلبوم دارد كه آنها را در چارچوب همان زندانی شدن‌ها در مدار «من» مانده و «تو»ی رفته می‌داند كه اگر من و تو را از آن بگیری از هم می‌پاشد.

من یك سوال دارم؛ به جز رسانه ملی كه در نماهنگ‌هایش عشق را رابطه‌ای میان زنبور و گل با پرنده و شاخه یا باد و جنگل تصویر می‌كند شما كجا سراغ دارید كه عشق بیرون از یك رابطه میان یك «من» و یك «تو» تصویر شود؟ مگر نه این است كه عشق كیفیتی است كه درون یك رابطه تعریف می‌شود؟ و دیگر اینكه آیا واقعاً تمام ترانه‌های این آلبوم بر مدار «من» مانده و «تو» رفته است؟مثلاً ترانه قیصر چگونه در این مدار جای می‌گیرد؟ بگذریم........

غرض اصلی

تا اینجا هر آنچه خوانده‌ایم صرفاً بستر و بهانه‌ای بود تا دوست ترانه‌سرای من غرض اصلی از نوشته‌اش را بگوید كه در مصاحبه‌ای ماهواره‌ای آن‌هم در خانه همسایه‌شان دیده، تاكید می‌كنم خودش دیده كه خواننده این آلبوم تك‌تك مراحل این آلبوم اعم از ترانه، ملودی، تنظیم، میكس و مسترینگ را برشمرده و سپس اعلام كرده تمام این‌ها مجانی و به صورت هدیه در اختیارش قرار گرفته.

من سوال می‌كنم آیا واقعاً خواننده‌ای كه به قول خود ایشان آثارش بخش بزرگی از حافظه شنیداری چند نسل را شامل می‌شود سرسوزنی هوش ندارد كه حتی اگر بنابر شنیده‌های دروغ ایشان دستمزد عوامل این آلبوم را نداده بود لااقل آن‌را مقابل دوربین نگوید؟ البته عكسش زیاد اتفاق افتاده كه خوانندگانی دستمزد ندهند و در مصاحبه‌های‌شان بگویند دادیم كه اتفاقاً دوست ترانه‌سرای من این خوانندگان را خیلی خوب می‌شناسد. جالب‌تر اینست كه در عصر اینترنت و ارتباطات كه همه چیز قابل دستیابی است از دوستانی كه چنین مصاحبه‌ای را دیدند و بعضی‌هاشان حتی مدعی هستند مصاحبه را دارند هیچ‌كس حاضر نیست برای اثبات ادعایش آنرا نشان بدهد! و بعد ایشان به استناد همین مصاحبه خیالی می‌فرمایند كه این كار بخش بزرگی از ارزش‌های این آلبوم را مخدوش كرده و ........

آیین دشمنی

آقای گلرویی تا آنجا كه یادم هست ادبیات ما با هم از جنس تعابیری كه شما در یادداشت و گفت‌وگویتان از آنها استفاده كردید مثل كولی دادن و كولی گرفتن و بازارگرمی نبوده. من نمی‌دانم پس از شنیدن این آلبوم بر شما و دوستانی كه این دروغ‌ها را برای شما زمزمه كردند چه گذشته كه تا این حد برافروخته شدید و آنچه كه آنها درگوشی می‌گفتند را شما مكتوب كردید.

شما در شماره قبل بهانه مطرح كردن این دروغ را حمایت از صنف‌تان و مقابله با توهین به این حرفه عنوان كردید. من از شما چند سوال دارم؛ اول اینكه شما از كدام صنف صحبت می‌كنید؟ همان صنفی كه چندی قبل یك‌شبه خواب‌نما شدید و در یادداشتی مانند آنچه برای من نوشتید به تك‌تك قدیمی‌هایش توهین كردید، یا صنفی كه در گفت‌وگوی‌تان خود را از جنس اهالی‌اش نمی‌دانید كه شب و روز پای اینترنت در حال ایمیل كردن و فكس كردن ترانه‌هایشان برای خوانندگان هستند؟ شما دقیقاً كدام صنف را می‌گویید؟ این‌را می‌دانم كه شما چون شكرخدا كتاب ترانه زیاد دارید نیازی برای فكس و ایمیل كردن ترانه‌هایتان ندارید اما من از شما سوال می‌كنم: شما تا به حال برای هیچ خواننده‌ای ترانه نفرستادید؟ یعنی تمام ترانه‌های شما بی‌واسطه به قلب خوانندگان‌تان الهام شده؟ واقعاً شما فكر می‌كنید كه از میان اهالی همین صنف مورد حمایت‌تان هیچ‌كس نمی‌داند كه من و شما و بقیه چگونه و از كجا شروع كردیم و به كجا رسیدیم. شما خودتان سال‌هاست در مظان همان اتهامی هستید كه امروز با صدای بلند دیگران را به آن متهم می‌كنید. شما در پاسخ به این سوال كه اگر این كار بد است خودتان چرا از سیاوش قمیشی دستمزد نگرفتید می‌گویید از همان اول گرفتید چون آن خواننده حرفه‌ای است و قواعد بازی را بلد است. جداً؟ گرفتید؟ فقط به این استناد كه شما می‌گوئید گرفتید پس گرفتید؟ و من به خاطر مصاحبه‌ای كه برایتان تعریف كرده‌اند دستمزد نگرفتم، پس نگرفتم؟ شما با همین استنادها می‌خواهید از حقوق این صنف دفاع كنید؟ این‌گونه كه هر كس با شما كار كند حرفه‌ای است و قواعد بازی را بلد است و هر كس با هم‌صنفان‌تان كار كند حتی اگر سابقه كاری‌اش از سن شما بیشتر باشد غیرحرفه‌ای است و قواعد بازی را بلد نیست. شما كه خود را سخنگوی این صنف می‌دانید و صیانت از آبروی این صنف و مقابله با توهین به این حرفه را از وظایف اولای خود می‌نامید چرا زمانی كه شهیار قنبری یكی ار اهالی همین صنف در برنامه‌های متعدد ماهواره‌ای شما را با دلیل، متهم به سرقت ادبی از ترانه‌هایش و به بهانه شما هم‌نسلان ترانه‌سرای‌تان را دزد و مقلد خطاب می‌كرد به فكر آبروی این صنف نبودید؟ شاید هم آن‌زمان همسایه‌تان هنوز ماهواره نداشت كه در خانه‌اش ببیند یا اصلاً اینها را توهین به صنف‌تان تلقی نمی‌كردید؟ یا چرا وقتی پیشكسوت دیگری از این صنف شما را به نپرداختن حق و حقوق كتاب مصاحبه و ترانه‌هایش كه شما آن‌را جمع‌آوری كرده بودید متهم می‌كند خبری از یادداشت و حمایت از این صنف نیست؟ مگر این‌ها هم‌صنفان شما نیستند؟ دوست من شما كلاً گزینه خوبی برای منع رطب خوردن نبوده و نیستید، شما مصاحبه‌ای را كه با استناد به آن تمام ارزش‌های آلبوم «دنیای این روزای من» را مخدوش می‌دانید ندیده‌اید، فقط آن‌طور كه به دوست مشتركی گفته‌اید از دوستان شنیده‌اید. آنها هم ندیده‌اند چون اصلاً چنین مصاحبه‌ای وجود ندارد. این‌ها همان دوستانی هستند كه پس از همكاری شما در چندین آلبوم با همان خواننده‌ای كه شما می‌گویید قواعد بازی را خوب بلد است بارها و بارها گفتند كه از خود این خواننده شنیده‌اند كه بابت همكاری به عوامل آلبومش نه ریالی نه سنتی به كسی داده و نه می‌دهد. شاید اگر ما هم آن روز قرار بود بر اساس شنیده‌های‌مان به وظیفه صنفی و رسا‌نه‌ای امروز شما عمل كنیم باید مانند شما یادداشتی منتشر می‌كردیم تا بساط این كولی دادن به آن سوی آبی‌ها و به تبع آن بازارگرمی و كولی گرفتن از این سوی آبی‌ها از همان روزگار جمع می‌شد. اما این‌ها صرفاً شنیده‌های ماست. شما در یادداشت‌تان مرا جوان خطاب كرده‌اید كه شكرخدا هنوز هستم و البته گفته‌اید كه بسیار كم‌اشتباه‌تر از بسیاری از دوستان از جمله خود شما بوده‌ام، اما شما هنوز دارید اشتباه می‌كنید. اگر جنجال‌پردازی و حاشیه‌سازی را بخشی از شروشور جوانی بدانیم شما هم هنوز جوانید اما دروغ گفتن و تهمت زدن جوانی كردن نیست.

اگر هدف شما از آنچه نوشتید ساختن حاشیه‌ای برای دیده شدن در این دوران ركود یا گرفتن پاسخی از من بود كه شما بردید، در غیر این‌صورت به واسطه از دست دادن یك دوست هر دو باختیم. برای دوست نبودن نیازی به دشمنی كردن نیست، هر چند كه معتقدم دشمنی هم خود آیینی دارد كه شما و خیلی از دوستان هم‌صنف‌تان حتی آن‌را رعایت نمی‌كنید.

آقای گلرویی در میان این همه هیاهو و كینه و تنگ‌نظری صدای شما را هم شنیدم. شما اعتقاد دارید در آنچه نوشتید نه غرضی دارید نه مرضی، اما اگر نام بردن از ترانه‌ای كه لااقل شما خوب می‌دانید كه نباید آن‌را مثال بزنید و می‌زنید با پرداختن به دروغی كه زاییده فكرهای بیمار بسیاری از هم‌صنفان‌مان است نه از سر غرض است نه مرض پس به راستی از چیست؟ شما درست می‌گویید. ساده‌ترین كار دنیا كف زدن است اما در جامعه ما ساده‌تر از آن‌هم هست: دروغ گفتن. به دوروبر خود نگاه كنید.

و این هم پاسخ تند و تیز یغما گلرویی در جواب روزبه بمانی : ( منبع : صفحه ی شخصی یغما گلرویی در فیس بوک + شماره 58 ماهنامه نسیم هراز )

بفرمایید قهرمان شیرجه شوید! آقای بمانی!


یغما گلرویی

در شماره پنجاه و هفتم ماه نامه نسیم مطلبی از آقای روزبه بمانی منتشر شده بود با عنوان (( آقای گلرویی صدای شما را هم شنیدیم )) که در نگاه اول آدم را یاد عبارت (( صدای انقلاب شما را شنیدیم )) در سخنرانی آخر شاه قبل از فرار از ایران می انداخت.و در آن ایشان خرده گرفته بودند یه مطلبی که من در دو شماره قبل همان نشریه درباره ترانه هایشان در آلبوم (( دنیای این روزای من )) نوشته بودم و جوابیه ای صادر فرموده بودند که با خواندنش مطمئن شدم چیزی بابت آن آلبوم نگرفته اند چون جای آوردن دلیل و منطق و احیانن مدرک؛ پیکان اتهام را سمت من برگردانده بودند و این روزهای ممنوع الکاری فرصتی دوباره به دستم داد برای بازگو کردن نکاتی که پنداری دوست خود شیفته من؛نیاز به یاد آوردنشان دارد.

اول اینکه دوست خبرچینمان اشتباه به عرض ایشان رسانده و مصاحبه خواننده آلبوم (داریوش اقبالی) را من به چشم خود دیده ام که در آن فرمودند : (( من این آلبوم را از بچه های ایران هدیه گرفتم )) و هدیه - اگر با فرهنگ دهخدا هم معنایش کنیم - چیزی ست که هدیه گیرنده بابت آن پولی به هدیه دهنده نمی دهد. اگر این اشتباه از طرف خواننده بوده میتواند آن را در یادداشتی تصحیح و خیال ما را راحت کند که: آقای بمانی در واگذاری ترانه غیر حرفه ای رفتار نکرده و به ترانهایش و آبروی ترانه سرایی چوب حراج نزده.

گرچه به دلیل پیشینه همکاری رایگان که با خانم هلن داشته اند ؛ مجبورند از ایشان هم بخواهند بیانیه ای صادر بفرمایند و همین روش را درباره خواننده دیگری که این روزها در حال همکاری با اویند و قرار است آلبوم ایشان هم از نوع مفت تولید شود؛ هم پیاده کنند و از این به بعد استشهاد نامه ای را به هر آلبومی که از کارهایشان منتشر می شود سنجاق کنند تا ما جماعت دیر باور؛ باورمان شود که این همکاری ها به خاطر ترانهای شاهکارشان انجام شده اند؛ نه مفت بودن ترانه هایی که ترانه سرایان نسل های گذشته در آن سبک هنرنمایی کرده اند.

چیزی که ایشان با قیافه گرفتن سعی در پنهان کردنش دارند چون باورشان شده در ترانه عاشقانه لحن و سبک و نگاه نو دارند و ندارند.به شهادت ترانه های متاخرشان ندارند.

ایشان تحت تاثیر ترانه سرایان و شاعران دیگرند و تاثیر گرفتن چیز بدی نیست.مخصوصا برای ترانه نویسی که چند سال بیشتر از شروع کارش نمیگذرد.تاثیر اگر به اثری دیگرگون با اثر تاثیر گذار بینجامد خوب هم هست. نمونه اش ترانه (( تصور کن )) من که با الهام از از ترانه جان لنون نوشته شده؛ اما فقط در حد ترکیب تصور کن و موضوع ترانه که از جهانی آرمانی صحبت می کندباقی مانده.

در ترانه های سال های نخست من هم تاثیر گرفتنم از تمام شاعران پیش از خود مشخص است و آن کارها را آزمون و خطا به حساب می آورم و نقد تاثیر گذیری ( نه سرقت ادبی ) را به آن ها وارد می دانم .اما آقای بمانی خود را قطب ترانه و بی تاثیرپذیری ی می دانند که چنین نیست و با این که شپش جویی آثار دیگران را خوش ندارم اما برای آن که به رسم آپاراتچی ها ؛ کمی از باد استاد کم کنم ؛ چند نمونه را از ترانه های آلبوم می آورم:
۱- شب از جایی شروع می شه که تو چشمات و می بندی . ( بمانی )

شب چشمان بسته ماست وقتی به تاریکی درونمان می نگریم. ( بیژن جلالی ) نگاه کنید به فیلم (( پری )) ساخته داریوش مهرجویی که از این شعر در آن استفاده شده است.
۲- اینجا چراغی روشنه. ( بمانی )
این جا چراغی روشن است . ( فیلمی از رضا میر کریمی ساخت ۱۳۸۱ )
۳- آغوشتو تن میکنم. ( بمانی )
آغوشتو تنم کن . ( یغما گلرویی / ترانه پل شکسته /رقص در سلول انفرادی / صفحه ۱۳۹/۱۳۸۴ )
۴- با تو زنده بودم ؛ اما با تو زنده گی نکردم. ( بمانی )
با تو زنده می شه بود؛ زنده گی نمی شه کرد. ( ایرج جنتی عطایی / ترانه می شه ؛ نمی شه/ مرا به خانه ام ببر/ صفحه ۲۸۲/۱۳۸۴)
۵- دنیای این روزای من همقد تنه پوشم شده. (بمانی )
دنیا تو پیرهن منه. ( یغما گلرویی/ترانه ده درجه زیر شب /بی سرزمین تر از باد/صفحه۵۶/۱۳۸۲ )
۶- تو با این جاده هم دستی. ( بمانی )
تو و جاده همدستید. ( کتابی از کیوان مهرگان /نشر پایان/۱۳۸۸)
۷- زندان بی دیوار. ( بمانی )
زندان بی دیوار ( یغما گلرویی /ترانه شبنم بیداری/بی سرزمین تر از باد/صفحه ۱۵۰/۱۳۸۲)
۸- شب نقطه چین می شه. ( بمانی )
شب نقطه چین شود. ( یغما گلرویی / ترانه مستانه /رقص در سلول انفرادی /صفحه ۹۸/۱۳۸۴)

این موارد را با ذکر منبع آوردم تا به ایشان یاد آوری کنم هنوز از زیر سایه تعابیر من و دیگران بیرون نیامده که این چنین خود را مرکز جهان می داند. از غلط ها و ایرادات معنایی ترانه هایشان چند نمونه می آورم :
(( اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می کنه )) که حشو است و کسی نمی تواند حس و احساس را توامان بکند.!

(( هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت می کنه )) که غلط است چون غالبا آدمی از فکر چیزی با چیزی صحبت نمی کند؛ بلکه از ترس چیزی ممکن است با خودش ؛ یا کوه صحبت کند . یا مثلا آواز بخواند.

(( به ماه بوسه می زنم ؛ به کوه تکیه می کنم / به من نگاه کن ببین ؛ به عشق تو چه می کنم)) که بی معنیست . چون در فرهنگمان تکیه به کوه زدن کار سختی نیست که راوی منتش را سر معشوق خود بگذارد . انگار به کسی بگویی من از غصه نبودن تو ؛ هر روز چلو کباب می خورم...

اما بیشترینه این خطاها در در ترانه (( قیصر )) که ایشان در جوابیه شان نوشته بودند (( چرا در یادداشتم چیزی از این شاهکار ننوشته ام )) آمده اند.اول که ایده ترانه ( آوردن شخصیت آن فیلم ها به امروز ) تکراری ست و سال ها قبل شاهکار بینش پژوه در ترانه (( داش آکل )) که توسط خشایار اعتمادی اجرا شده آن را آورده بود : ( قیصر اون روزا به خون خواهی فرمون میومد ؛ خود فرمون شده آبمنگلی امروز داش آکل...)

اما در ترانه ایشان غلط ها از سطر نخست و بازی با عبارت (( گوزن ها )) آغاز می شود که نام فیلم آقای کیمیایی ست و اشاره به این حکایت دارد که گوزن ها در جنگل مجبورند سر به زیر باشند چون اگر سر بلند کنند شاخشان میان شاخه های درختان گیر می کند و به همان حالت می مانند تا از گرسنگی می میرند . اما ترانه سرا اوضاع امروز جنگل را این گونه تعریف می کند (( این روزا گوزنو سر نمیبرن/می شکنن شاخشو می فرستن تو باغ )) موضوع این است که آن روزها هم گوزن را سر نمی بریدند و تازه این که خیلی خوب است ! پنداری گروهی طرفدار محیط زیست برای سربلندی نسل گوزن های جنگل شاخشان را می برند و رها می کنند!

یا عبارت (( نمی دونم اگه برگردیم عقب ...)) که دوبار تکرار می شود و به شهادت باقی ترانه ؛ ترانه نویس می خواسته بگوید اگر شخصیت های آن فیلم ها به امروز بیایند . چون اگر عقب برگردیم اتفاقات به همان صورت رخ داده اند و توفیری در ماجرا نمی کند . به این میگویند ضعف تالیف و از غلط های متداول در کار ترانه سرایان تازه کار است.

یا عبارت (( رستم )) که اشتباها جای (( کاکا رستم )) شخصیت منفی (( داش آکل )) آمده ؛ چون ما شخصیت اسطوره ایی مثبتی به نام (( رستم )) داریم و هیچ دخلی به کاکا رستم ندارد. پنداری جای (( آقا محمد خان قاجار ) بنویسی (( آقا محمد )) و انتظار داشته باشی مخاطب منظورت را بفهمد.

همچنان معتقدم ترانه های این آلبوم ( دنیای این روزای من ) از مدار من و تو بیرون نیامده اند. آقای بمانی یا منظورم را از این عبارت نفهمیده و یا می خواهد کل صورت مسئله را خط بزند تا رفوزه نشود . معلوم است که بدون من و تو ترانه عاشقانه معنا پیدا نمیکند . منظورم این بود که ایشان در ترانه هایش از زاویه ای تازه به رابطه نگاه نکرده . مولف را از فضای روایت بیرون نبرده . دیتیل ها را ندیده . کاری که مثلا مونا برزویی در بعضی ترانه هایش انجام داده ؛ یا بسیاری از ترانه سراهای تازه نفس دیگر .

گفته اند نوشته ام ترانه (( شطرنج )) نوشته ایشان است تا برایشان دردسر ایجاد کنم! واقعا نمی دانستم که این قهرمان حق و حقیقت که همه را به پرهیز از دروغ دعوت می کنند تا این حد ترسو و دروغگو هستند و پای چیزی که نوشته اند نمی ایستند . آن ترانه را مثال زدم چون ترانه اجتماعی دندان گیری از ایشان اجرا نشده که بشود مثالش زد. تازه آن ترانه سراسر تمثیل چه دردسری می تواند برای کسی که به لطف حامیانش ؛ همچنان مشغول همکاری با صدا و سیماست و صدا و ترانهایش از آنجا پخش می شوند ایجاد کند ؟ و چرا وقتی آن ترانه را در انجمن دکلمه فرمودند و حظ کف زدنش را بردند خطری نداشت؟ خود من نامم را از روی ترانه های بودار تر از این مثل : (( خون بها )) ، (( سرود سپیده )) ، (( علی کوچولو )) ، (( جنگل بدون ریشه )) بر نداشته ام اما ایشان می خواهند به شکل سینه خیز شتر سواری بفرمایند و ممکن نیست . می خواهند هم چه گوارا باشند ؛ هم ژردانف و این یعنی دروغ . همان دروغی که فضای فرهنگمان را گرفته و خودشان از آن نالیده اند و جالب این که از نگاه جناب پینوکیو، من دروغگو هستم!!!

استاد لابد با اینترنت سر و کار و داخل باغ تشریف ندارند و گرنه می دانستند که در همان سال ها جواب آقای قنبری را در قالب یاداشتی با عنوان (( زمان بهترین داور است )) داده و از خود و صنف خود دفاع کرده ام . جدیدا هم وکالت آقای جنتی عطایی را به عهده گرفته اند که به دروغ ، از ایشان مرا متهم به پامال کردن حق تالیف شناخت نامه شان می کنند که پَرت است و جواب دادن به آن تایید ژوکری ست که می خواهد نقشی بین کارت ها داشته باشد .

گفته اند از سیاوش قمیشی بابت اجرای ترانهایم چیزی نگرفته ام و این هم دروغ دیگری ست و خرج اثباتش یک تماس ( البته با کارت ) با فرنگ است که جناب بمانی در آن تبحر دارند. اگر ایشان خواننده ای ( اینوری یا آنوری ) پیدا کنند که من ترانه ای را مجانی به او واگذار کرده باشم می توانند از من دَه کارت تلفن راه دور جایزه بگیرند و از آن ها برای قالب کردن باقی ترانهاشان استفاده کنند!

من را از قماش خود نبینید! آقای بمانی ! من مثل شما عقده اجرا ندارم و خلوت گزینی این روز ها خود خواسته است. سری به سایتم بزنید تا ببینید همچنان مشغول نوشتنم اما اجرا برایم بی اهمیت شده . حالم بهم می خورد از تماشای ترانه نویسانی که برای ارتباط با خوانندگان پرپر می زنند. به عمد فاصله ام را حفظ کرده ام از این چرخه تهوع آور که ترانه را در حد یک کالای رایگان نزول داده . این باتلاق لجن بسته با تمام جبروتش ارزونی شما ! بفرمایید قهرمان شیرجه شوید ! من بلد نیستم مثل شما باشم ! نمی توانم اسمم را به خواست دیگران عوض کنم. یک روز بهزاد بمانی باشم... یک روز روزبه زاده و یک روز امیر شجره. نمیتوانم یک شب خواب نما شوم و با خوانندگان تماس بگیرم و بگویم ترانه های اجتماعی مرا از آلبوم هاشان بیرون بیاورند. نمی توانم از کسی خط بگیرم که چه بکنم و چه نکنم ! من با دوستان شما دوست نیستم . اصلا دوستان این شکلی ندارم . رکود را به جان می خرم وقتی ماندن در صحنه به خود فروشی پهلو بزند. هرگز رایگان نبوده ام و برای حرف هایم سند دارم و کپی قرار دادهای شرکت کلتکس بابت استفاده از ترانه هایم در دو آلبوم (( نقاب )) (( بی سرزمین تر از باد ) را همراه همین یادداشت به دفتر مجله نسیم می فرستم.

یاد بگیرید قبل از باز کردن دهان و دروغ بستن به دیگران کمی فکر کنید . چهار سال خود را ملیجک خواننده ای نکرده ام تا بتوانم آلبومی با او کار کنم . می خواسته ام ترانه هایم به صورت اثری نوشتاری قابل ارائه باشند و در این کار موفق بوده ام . این را به چاپ چندم رسیدن کتاب هایم شهادت می دهد . طوری از کتاب هایم نوشته بودید که پیداست خاری به چشمتان شده اند. همان هایی که سال ها قبل تعدادی شان را برای امضا گرفتن از من آورده بودید . یادتان که نرفته؟ شما که خود را به رسم اهالی زور خانه پیشکسوت پرست می دانید با کسی که پیش تر از خودتان به کار ترانه پرداخته چگونه رفتار کردید ، آن هم به خاطر اظهار نظر در باب ترانه هاتان؟ بهتر از نسخه مرحمتی را برای خود بپیچید و به اطراف نگاه کنید ! این ژست گرفتن ها برای مدت کوتاهی مخاطب را گول می زند . دور از دسترس بودن آدم متوسط را به غول بدل نمی کند. نام قلابی ، آدم قلابی به دنبال می آورد . من ده سال پیش اتفاقی که امروز به آن رسیده اید را تجربه کرده ام آن هم نه با خیرات کردن ترانه هایم . کل ماجرا چیزی نیست که باد به غبغبتان بیندازید . نمی توانید با هوچی گری شیوه غیر حرفه ای و تاسف آور همکاریتان را پنهان کنید. همان طور که نوشتید همه به خاطر خواهند داشت هر دو ما از کجا آمدیم و بعد ها از شما به عنوان (( ترانه سرای رایگان )) یاد خواهد شد. افتخار می کنم که ادبیاتم از نوع ادبیات مزدورانه جنالعالی و به رسم مجری های رسانه ای که ملی می نامیدش نیست . می توانیم این بازی را تا ابد ادامه بدهیم . می توانید برای تلافی کتاب های مرا به جستجوی تعابیر دیگران زیر و رو کنید. آنچنان که در همین یادداشت نوشتم دست خالی بر نمی گردید اما پیدا کردن همان تاثیر ها هم برایتان تف سر بالاست چون من تاثیرم را بر شما در مثال هایم آوردم و بدا به حال کسی که از یک تاثیر گیرنده ، تاثیر گرفته باشد . کمی بزرگ شوید ! کمی کتاب بخوانید ! می شود قهرمان قصه شد . هم به کسوت رابین هود ، هم در مقام دن کیشوت ! نگاهی به آیینه بیندازید تا ببینید به کدامیک شباهت دارید!

روزبه بمانی مجدداً در شماره 59 همین ماهنامه پاسخ دیگری را خطاب به یغما گلرویی منتشرح کرده به این شرح:


آقای گلرویی، درست می‌گویید ما از قماش هم نیستیم

آقای گلرویی مرا بابت همان پاسخی هم كه به شما دادم ببخشید.

همكلامی با شما از همان ابتدا اشتباهی بود كه من نباید مرتكب می‌شدم.دروغ دروغ می‌آورد، اما انصافا‌ حساب اینهمه از خود بی‌خود شدن و ناسزا را نكرده بودم.

به باور یك جمله از یادداشت آخرتان در شماره‌ پیشین همین ماهنامه دیگر پاسخی به شما نخواهم داد.

شما درست می‌گویید، ما از قماش هم نیستیم.

من نمی‌توانم آنگونه كه شما دوست دارید به شما ناسزا بگویم، نمی‌توانم برای دیده شدن دست به هر كاری بزنم، من نمی‌توانم آدم‌فروشی كنم. این كار از خود‌گذشتگی زیادی می‌خواهد، به شما تبریك می‌گویم چرا كه تا امروز هیچ كسی از اهالی صنف ما در یك مجله رسمی تا این حد از خودگذشتگی نشان نداده بود.

پایبندی به حداقل اخلاق در یك مجادله رسانه‌ای و رعایت حداقل آیین دشمنی كردن انتظار زیادی بود كه من از شما داشتم. حقیقتا فكر نمی‌كردم شما تا این حد چیزی برای باختن نداشته باشید.

برای شناخت شخصیت هر دوی ما همان نوشته آخر شما كافیست، شما به جای هر دوی ما نوشتید. اتفاقا هدف من از پاسخ به شما همین بود، اینكه بگویم با یك استناد دروغ نباید كار و شخصیت كسی را زیر سوال برد، كه واقعا در شما اثر كرده چرا كه در یادداشت اخیرتان دیگر بدون هیچ سند و مدركی می‌گویید كارهای گذشته و حتی آیند‌ه من هم رایگان است. عجب! گویا شما آینده هر كسی را كه پاسخ تهمتتان را بدهد پیش‌بینی می‌كنید! لا‌اقل صبر می‌كردید آلبوم بعدی من منتشر شود، بعد آنقدر فرصت داشتید برای عواملش مصاحبه‌ای بسازید و آن را با فرهنگ دهخدا تطبیق دهید و از آبروی این صنف در جهت تخریب دیگران استفاده كنید. البته صبور بودن سخت است.

قضاوت در مورد هر آنچه گفتید را به اهالی ترانه می‌سپارم، امیدوارم این جماعت از باب خطری كه تهدیدشان می‌كند، هیچگاه یادداشت آخر شما را در این مجله از یاد نبرند.

شما بنده را كه دوست خطابم می‌كردید و از دید شما در نوشته اولتان تاثیر‌گذارترین ترانه‌سرای دهه اخیر بودم در فاصله دو یادداشت فقط و فقط به خاطر این كه در مقابل تهمت شما از خودم دفاع كردم خود‌شیفته، معمولی و… لقب می‌دهید، پس وای به حال دیگران.

هنوز به یاد دارم روزی را كه به اصرار زیاد به جلسه رونمایی از چاپ دوم كتابتان به خبرگزاری مهر دعوتم كردید و در پایان به رسم یادبود جلدی از آن را امضا كردید و به من و جلدی را به دوست دیگرمان سعید كریمی هدیه كردید، و مسلما معنای هدیه را هم می‌دانید، و امروز می‌نویسید: یادتان هست كتاب‌های مرا برای امضا می‌آوردید؟!! به راستی وجدان چقدر چیز خوبی است. بیچاره آنهایی كه واقعا روزی از شما امضا‌یی گرفته‌اند!

برای شما كه به قول خودتان نه عقده اجرای كارتان را دارید، نه عقده دیده شدن؛ وارونه كردن مساله‌ای به مراتب كوچك‌تر از اینها مثل هدیه دادن یك كتاب به یك دوست چه معنی می‌تواند داشته باشد؟

به این سوال من در خلوت خودتان پاسخ دهید، انصافا دلیل این‌ همه تهمت و بی‌ادبی، صیانت از آبروی ادبیات شفاهی ما بود؟! یا اینكه با هر بهانه‌ای ثابت كنید یك نفر دستمزدش را بابت یك آلبوم نگرفته؟ آنهم در میان اهالی صنفی كه به اذعان خودشان تاثیرگذارترین ترانه‌هایشان را عمدتا رایگان در اختیار خوانندگان حتی درجه چندمی قرار می‌دهند. دست‌مریزاد، انصافا آبروی ترانه‌ و ترانه‌سرایی را خریدید.

به شما اطمینان می‌دهم در ادامه این بحث دیگر از من پاسخی نخواهید گرفت، می‌توانید با خیال راحت تا هر كجا كه می‌خواهید به این بازی ادامه دهید، هر‌چند فكر نمی‌كنم بیشتر از آنچه كردید چیزی برای از خود‌گذشتگی باقی مانده باشد.

برای شما آرزوی توفیق و سلامتی می‌كنم.





لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بنویسید
(ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد)
رها 1395/03/27 15:13
بنظر من هر دو خیلی زشت بود نوشته هاشون. کلا شهرت تو هر زمینه باعث میشه ادم مغرور و پر ادعا بشه حتی اگر تظاهر هم کنه اما با یه جرقه انبار باروتشون انگار منفجر میشه. متن اول اخه خودش یه جورایی حالت پیله کردن داشت اخه این بحث پول گرفتن و نگرفتن روزبه بمانی به کسی چه مربوط هست که ادم بخواد دستاویزی کنه واسه نقد ترانه هاش. خب مسلما اونم بهش برخورده هرچند جوابش تند بود اما خب بنظر من حق داشت ناراحت بشه. از نظر من رفتار یغما گلرویی خیلی غیر حرفه ای تر بود اون مثلا پیشکسوت هست خودش برداشت یه بحثی رو به ظاهر دوستانه شروع کرد اما یهو مثل کسی ک اتیش گرفته از روزبه بیشتر جوش اورد و به قول معروف چاک دهن رو باز کرد. اون همه ادعای دوستی و حمایت و دوری از غرض و مرض کجا و اینهمه دشمنی و فحش و بی ادبی کجا. هرچی فکر کردم دیدم نوشته های یغما در مجموع جالب نبود. اخه روزبه جوان هست و جویای نام. رایگان واگذار کردن ترانه هاش به یه خواننده ی بزرگ نه جرمه نه کار زشتی هست تغییر دادن اسمش هم ب خواست خودش نبوده که همش بخاطر جبر و زور فرهنگ و رسانه های داخلی هست. حتی مونا برزویی هم به اسم مادرش کاراش رو داخل ایران منتشر میکنه. خلاصه اینکه من همیشه فکر میکردم این دشمنی ها و حسادت های بچگانه بیشتر بین خانوما رد و بدل میشه. اما حالا فهمیدم جنسیت نمیشناسه.
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
با سلام
بله اما با این قسمت که اون خواننده لس آنجلسی خواننده بزرگی هست مخالفم هستم
fateme 1395/03/5 11:49
یغماگلرویی یه ترانه سرای حرفه ایست ووابسته به هیچ جانیست!برعکس افرادی چون کاکایی.بمانی و...کی جرات کرد مثل یغما بگه کسی آقای عالم نیست؟یابیادبرااسیدپاشی ترانه بنویسه؟کدوم این ترانه سراهاتااین حدحرف مردم روزدند؟لابدآقای بمانی باترانه ی بهشت ازدست آدم رفت!وداستان کلیشه شده ی گندموسیبو آدم!من به شجاعت یغما می بالم
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
با سلام خدمت شما
این هم نظریه.منتهی در هنر و هوش و ذکاوت جناب کاکایی شکی نیست.این رو به وضوح در ترانه های پر مغز ایشون میشه دید.ودر قسمت اخر شما به یکی از قوی ترین کار های اقای بمانی اشاره کردید در حالی که کارهای ضعیف زیاد داره ایشون
کسری مهرگان 1394/12/29 05:34
درودبر یاران ارجمندم.دروهله اول میخواستم به عنوان انتقادبه جناب گلرویی بگم که ایرادات سطحی وفمنیستی شمادون شان کسی است که نام خودراشاعر نهاده.البته چه بسا افرادی که آوازه هادارند به لطف رابط هایی که دارند
درکل واز دیدژرف ترهردوی شما نوسفرید وراه را
نابلد وسفرها باید...
..متاسفانه امروزه عرصه پاک ترانه به بیراه ای رهنمون شده که مالامال است از الفاظ پوچ وبی معنی وسطحی که ذهن انسان را مسموم میکند وبدلیل فقر اطلاعی عوام که سواداعظم یک جامعه راتشکیل میدهند این نوع کارها رشدکرده که البته درکارهای جنابتان نیزبه کثرت نمایان است.من سوالی ازشما دارم آیاشما بامبانی ومنهج ترانه وکلام آشنایید؟یا فقط دسترنج قلمتان را میخورید.هستند عده ای که توانایی بسط الفاظ ادب گونه بسان شمارا دارند ولی ازسواد فنی یک اثر بی اطلاعند.
بنده و هکذا...هرزه کنم.البته عارض شدم که هردوی شما نوپایید و شب دراز است.امادرکل جناب بمانی توانسته با قلم پاکتری نسبت به شما فعالیت کندو برخی از آثار سو شمارا که بیشتر به بر پایه و نصرت ریتم و نوایی که شما در طبخ آن بیگانه اید دنبال نکند.البته متاسفم برای جناب بمانی که به کرات از این هنر به عنوان صنف نام بردوآنرا به شلغم فروشی و...مرتبط ساخت..
من از زبان استاد((اکبرآزاد))شنیدم که فتوا بر ملاحت برخی از کاهای روزبه میدادند که این ازافتخارات ایشان محسوب خواهدشد.ولی در کل من جناب گلرویی را به عنوان یک ترانه سرایی که بامنهج اصیل کلامی آشناباشند قبول ندارم و عارض شدم چه بسا که الفاظ هم وزن و به ظاهر متعمق از کام کودکی نوجوان نیزاستلفاظ شود.در کل هردوی شما عزیزنیاز به گذر زمان و پختگی بیشتر دارید واینرا به یاد داشته باشید که همکاری با افرادی بسان هنرمند محبوب((اقبالی))که خود متکی بر محرکانیست که مکمل یکدیگر شوند در کارنامه حرفه ای شما تاثیرچندانی ندارد.لذا ازهردوی شما میخواهم با استماع برآثار کبار این عرصه ی سبز کسب تجربه کنند و غرور کذایی را سقط کنید و زانوی تلمذ نزد اصحاب ما بزنید تا ماندنی شوید نه خواندنی...
باسپاس و صد سپاس بر مدیر سایت
((کسری مهرگان)).
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
سلام جناب مهرگان
بنده نظر خودم رو در مورد این بحث پیش آمده تا به حال بیان نکردم اما تا حدودی با نظر شما بزرگوار موافق هستم
سپاس از قلم شیوای شما
دوستدار هنر 1394/08/26 10:10
آقای احتمالا عنایت اله کلامی مقدم نظر شما هم نظر همه نیست لطفا فقط از جانب خوتون نظر بدید.
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
سلام خدمت شما دوستدار هنر!بنده هم نظر خودم رو نگفتم اگر چیزی بوده بخاطر اینکه درجریان نظرسنجی ها و محبوبیت خوانندگان در دوره های مختلف بوده و هستم(تاریخ مصرف بعضی خوانندگان مدت هاست گذشته)
1394/06/27 17:52
سلام، مبارزه با فساد نباید با ملاحظات سیاسی صورت گیرد.
1394/06/26 01:38
روند فرار مغزها را، با ایجاد اشتغال و کار آفرینی برای جوانان، متوقف کنید. رشد اقتصادی به جوانان تحصیل‌کرده‌ نیز دارد.
1394/05/29 10:10
سلام به تمامی دوستان عزیز
مطالبی رو خوندم که جای بسی تأسف داره اونمهم برای کسانی که به عنوان هنرمند دارند خودشون و شعرشون رو به مردم عرضه می کنند
قصد حمایت از کسی رو ندارم و همچنین قصد بی احترامی اما آقای گلرویی عزیز فقط یک نکته رو گوشزد کنم و اون اینکه هیچوقت یک هنرمند با پاگذاشتن روی شونه های کس دیگری و له کردن اون بالا نمیره شاید چند پله رو بتونه صعود کنه ولی خیلی زود ازینکه زیرپاش پوشالی میشه متوجه میشه باید به احرام خودش بیاد پاین وگرنه ممکنه سقوط بدی داشته باشه
من از آقای بمانی حمایت نمیکنم بلکه ازینکه وقت خودم رو صرف خوندن آثار شما کردم پشیمونم چون فکر میکردم روح شما هم مثل اشعارتون سرشار از لطافته ولی غافل ازینکه هرچی هست کدورت و حسادته
امیدوارم که خدا از روح محبتش در شما بدمه تا کمی آیینه ی زنکارگرفته ی احساستون صیقلی بشه.
یاعلی
جواد رحیمی 1394/05/10 14:40
سلام / برای ما خیلی در گود نیستیم و دورادور اساتید خواننده و ترانه سراها رو میشناسیم ورود تخصصی به این بحث کاریست بس بیهوده / اما جناب گلرویی عزیز / واقعا چطور میشه از به اصطلاح نقد اولیه ی شما تا جوابیه ی دوم شما تفاوت از زمین تا آسمان شد!؟؟؟ واقعا روزبه بمانی چی گفت جز اینکه کار عاشقانه بی من و تو چه عشقی دارد و یا اینکه من ترانه هایم را مفت نداده ام!؟ چرا اینهمه حرص و جوش!!؟ اگر واقعا به فکر ترانه بودید و روزبه رو دوست خودتان میدیدید چرا اینقدر برافروخته شدید!؟
همه ی کسانی که لااقل حرفه ای ترانه گوش میدهند هم سیاوش قمیشی رو میشناسند و هم داریوش رو / میزان محبوبیت و شخصیت هردونفر هم مشخصه به گواهه صحبتهای هم صنفانشان در آنطرف / پس بهتره شما با همون سیاوش خودتان سرکنید و نقاب به چهره بزنید و بذارید داریوش و روزبه به کوه تکیه بزنند و چلو کباب بخورن / شک نکنید که بعد از سی سال روزبه خال و هوای ترانه رو آنچنان صاف و آفتابی کرده که ابرهایسسیاهی چون تو و بقیه ی حسودانش اینچنین گر گرفته این / داریوش افتخار ترانه ی پارسی هیت و روزبه هم از مفاخر ترانه امروز ما / چه شما دلتان بخواهد و چه نخواهد / بازی با کلمات چیزی رو عوض نمیکنه استااااد یغمایی / درود به شرف داریوش و روزبه بمانی به خاطر جاری کردن اینهمه احساس ناب در رگهای نحیف ترانه ی پارسی...
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
"ورود تخصصی به این بحث کاریست بس بیهوده"
با این حرف موافقم چون تهش میرسید به این جمله"درود به شرف داریوش..."که کامل مضحک هست
کیوان 1394/05/6 12:17
فکر می کنم شروع توهین ها از آقای بمانی بود و یغما با دلیل و سند و مدرک صحبت کرد و بدون هیچ تعصبی بی اخلاقی از بمانی بود یا حداقل بیشتر بود. ولی در کل اگر قضاوت را به عهده خوانندگان و شنوندگان می گذاشتند بهتر بود مطمئن باشید درک ادبی مردم خیلی کمتر از شما ها نیست
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
حسین 1394/04/17 18:31
در حدی نیستی که اصلا روزبه بخواهد با تو صحبت کنه
رضا 1394/02/21 11:11
اقاى گلرویى عزیز نمیشه با گفتن این حرف كه اقاى بمانى از شعراى شما یا دیگران به نحوى استفاده كردن با بیانى دیگر،یا با تغییر یه سرى جزئیات
به نظر من این چنین حرفى درست نمى باشد،چون كه همه ترانه سرایان در اثار خود اشعارى بكار میگیرند كه یك معنى دارند
مثلا دوستت دارم،عاشقت هستم،دلم براى تو میزند... همه به یك معنى اند و این چیز عادى است
و هر ترانه سرا سبك خود را دارد،یكى اشعارش بیشتر عارفانه است و دیگرى عاشقانه
احمد 1394/01/29 18:59
درود
شعر رو باید شاعر نقد کنه و این کاری بود که یغما کرد.
اما روزبه بخاطر اینکه شعرش رو خواننده بزرگی به نام داریوش خونده یکمی دچار خودبیشتربزرگبینی شده.
آقای روزبه داریوش یه خوانندس و اگه شعرتتو خونده این دلیل نمیشه که چیزی به شعرت اضافه کرده باشه.
بزارید شعر رو شاعر نقد کنه یعنی همون کاری که یغما کرد
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
خواننده بزرگی به نام داریوش?!!!!!! فک نمیکنم نظر بقیه این باشه
سرمه نیساری 1394/01/16 04:02
سلام و سپاس
ضمن قدر دانی از آقایان گلروئی و بمانی و گردانندگان سایت،بد ندیدم در مقام شخصی که موزیسین نیست اما گوش مویسقی دارد بی طرفانه* خطاب به جناب گلروئی عنوان نمایم: دوست محترم به تازه گی ترانه ای تحت نام "بازی" که ترانه سرای اش شما می باشید در سایتهای مختلف موسیقی شنیده می شود که این سطر:: "منو مثل تار موهات پشت گوش نندازی" که مرا سخت به یاد شعری نه چندان استخوان دار اما به عینه با همین مضمون از "خانم نعیمه ریاضی" انداخت که در مهر 91 در خصوصش کامنت گذاران کامنت قرار داده اند.بخش مذکور از شعر چنین است::مرا برای پشت گوش انداختنت می خواستی ،درست مثل تار موهایت.از ایشان دو دفتر شعر تحت نامهای 1: پشت باغ انتظار /2:گلواژه هائی که پزمرد، منتشر گردیده است.برقرار باشید
نیلوفر 1394/01/5 04:24
چه جالب ك من تازه این متنهارو خوندم! خیلى متاسف شدم نمى دونم دقیقا چى باید بگم...
این یك چیزیه بین این دو ترانه سرا و من نمى خوام قضاوت كنم...
ولى فكر میكنم روزبه بمانى ى ذره تند رفت...چون بالاخره انتقادى بود ك بیان شد و كاش آقاى بمانى براى اثبات حرفاشون مدرك میاوردن چون اقاى گلرویى ادعا كرده بود كه خودشون مصاحبه رو دیدن!!! و این خیلى احمقانه ب نظر مىرسه اگه آقاى گلرویى از توهماتشون صحبت كرده باشن! یا مثلا دروغ(!) گفته باشن...
ب هرحال این اولین و یا اخرین انتقاد یغماى عزیز ب ترانه سرایان دیگر نیست...امیدوارم ك این انتقادات در نهایت ختم بخیر بشه...:)

پ.ن: لطفا به هیچكدام از این دو عزیز توهین نكنید...یاد بگیریم احترام بگذاریم:)
میلاد 1393/12/7 14:05
این روزا گوزنو سر نمیبرن/می شکنن شاخشو می فرستن تو باغ
انصاف داشته باش یغما
دیگه از این جامع تر کامل تر
دنیا 1393/05/27 16:44
یغمای عزیزم حیف تو نبود بشی طعنی که نباید ازش غمناک شد!!
اگه قراره مهندسی کنی بگو من چه جوری عشق و عرفان و با روزبه الاکلنگ بازی کردم!!!!
خیلی کوچیکتم ولی نمیدونم از این به بعد وقتی دارم اسم روزبه رو داد میزنم چه جوری می خوای بفهمی منظورم تویی!
خودتو ازم گرفتی و من ناراحتم. ای کاش یه چیزایی رو فراموش نمی کردی!
روز به جان عاشقتم و آرزومه یه بار ببینمت و شد حتی یه سلام باهات هم کلام شم!
یغمای عزیزم! یه یغما نبر خودتو خواهشا! دوست دارم!
مهدی 1393/04/20 19:23
سلام
دوستان کسی مدعی نیست که روزبه بمانی بی عیب است ولی میتوان مدعی شد که کم عیب ترین است
ولی در خصوص یغما گلروئی و نوشته هایش چند نکته؛
1) قنبری ها و سرفرازها و... زمانی مینوشتند که شاید تعداد ترانه سراهابه 10 عدد نمیرسید ولی امروز چی؟ پس داشتن حرفی تازه که تائید و اقبال عمومی داشته باشد نشان از تبحر ترانه سراست
2)اگر روزبه ترنه های یغما رو به سبک خودش و به غول خودش شپش کاوی نمیکنه صرفا به این دیله که این کار نیاز به هفته ها وقت و گیگا بایتها فضا داره(رجوع کنید به کتاب تصور کن,هر جای کتاب که خواستید)
3)روزبه عزیز نباید حتی اندک تقلید کند که این قسمت حق با یغماست به طور مثال؛
باتو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم لحظه هام پر میشه از تو وقته غم خوردن ندارم و روزبه نوشته؛ بسکه زندگی نکردیم وحشت از مردن نداریم ساعتو جلو کشیدن وقته غم خوردن نداریم
4)یغما شبیه بچه ای عمل کرد که آخره بازی چون بازیش نمیدن باری رو به هم میزنه یغمای عزیز تنها ترانه ئ شنیدنیت تصور کنه با تفکری سرقتی
روزبه آبروی ترانه ماست،قدرش را بدانیم
امیر.ب 1393/04/17 03:50
این مثال هایی که یغما مثال زده اصلا سنخیتی با شعرای روزبه ندارن .. من فکر می کنم یغما به زور سعی کرده بگه که تو از من و دیگران تقلید می کنی ...روزبه هم اشتباه کرد که جوابشو داد ..اصلا یغما در حد روزبه نبود .
یسنا 1393/03/29 23:22
اولین باریه که کامل شرح جریانو مطالعه کردم !
اما اقای گلرویی در مقام استادی کاملا به جا و با رعایت احترامات لازم مطلب رو به روزبه بمانی رسوندن! برام قابل درک نیست که روزبه چرا انقدر بدون تامل و با بی طاقتی جواب استاد رو دادن
درصورتی که میتونست به جای قیل و قال کمی با آویزه گوش کردن آموزه ها و نکاتی که اقای گلرویی عنوان کردن هم اسباب پیشرفتشونو اماده کنن هم ,احترام خودشونو حفظ کنن و هم رعایت جایگاه پیشکسوتی اقای گلرویی رو کرده باشن
در هر صورت جنبه چیز خوبی ست! :-)
صادق 1393/03/19 18:42
به نظر من این بحث های ترانه سراهای ما بین هم نتیجه خوبی نداره چون بجای اینکه ما ایرانی کنار هم باشیم همیشه رو به رو هم بودیم. اقای گلرویی وبمانی که از ترانه سراهای خوب کشورمان هستند. به نظر من در چنین زمانی که ما هستیم موسیقی وهنر ایران به دوبخش داخل وخارج از ایران تقسیم می شودو هردو انها مخاطب در داخل وخارج کشورهم دارند.اقای گلرویی نمی دانم از چه ناراحت هستند که اینطور این البوم زیر سوال میبرن امااقای گلرویی هم خودش بدون ایراد نیست اگر به نظر شما کار با خوانندهای مردمی ما که به دلایل نا معلوم اجازه آمدن به ایران را ندارن غیر حرفه ای است شما چرا بااقای شاهین نجفی عکس یاداگاری میگیریشعر براش میگید اونم برای شما (ایستاه مردن) را میخواند البته من خودم یکی از طرفدار های هردو آنها هستم وارزدارم که روزی در سرزمین مان (همه کنار هم باشیم نه روبه روی هم)
1393/03/1 01:22
خانم سیما خانم فرهنگیان به معلما میگن.بورو یکم تحقیق کن.بعد بیا راجب کسی نظر بده.چارتا ترانه بمانیو از احسان شنیدی جو گرفتتت میای راجب شعرا نظر میدی.بگیر بخواب فردا باید پاشی بری مدرسه گلم
1393/03/1 01:19
آقای اسفندیار عزیز شما تا حالا تو زندگیت هی ترانه و شعرو غزل خوندی؟4کلام بلد نبودی رسمی انتقاد کنی.پس شما نیز سکوت کنو نظر شپلتو برا خودت نگه دار عشقم
علیرضا 1393/02/11 06:48
در کلیت حق با هیچکدوم نیست والبته در مواردی حق با هر دو هست، قطعا روزبه تواناست در سبک خودش و البته یغما هم کارهای خوبی داره اما اونچه که مشخصه اینه که زمانی که یغما پستونک میخورد و روزبه به دنیا نیومده بود داریوش اقبالی از حق دفاع میکرد و میکنه داریوش اهل باج دادن و باج گرفتن نیست و شخصا اگر روزی ایشون ترانه ای از من بخونه من به میل خودم حاضرم رایگان در اختیار این استاد عزیز هنرمند و فرهیخته بذارم و به هیچ احدی هم ارتباطی نداره چه در صنف چه خارج از صنف! البته نه اینکه مجیز ایشون رو گفت تا ترانه ای از من یا دیگری اجرا کنه خیر و البته که ایشون اصلا بخاطر رفاقت و چهره و جایگاه کسی از ترانه هاش استفاده نمیکنه بلکه ملاک فقط خود ترانه است و بس و گرنه داریوش داریوش نمیشد در حد همون سیاوش قمیشی بود که البته ایشون هم کم نیستن ولی خوب هیچکس داریوش نمیشه فارغ از علاقه بعید میدونم کسی از بعد هنری منکر داریوش اقبالی بشه ایشون با این حرف ها کوچک نمیشه بعدشم در ترانه سرایی بطور رسمی صنفی وجود نداره که کسی بخواد بگه دیگری داره بازار رو خراب میکنه و البته اگر من نوپا بخوام به شاهین نجفی و یا سیاوش قمیشی ترانه بدم همین آقای گلرویی اجازه میدن؟؟؟؟؟ قطعا که نه!! شعر از وقتی در بازار خرید و فروش شد هنرمندان و سرایندگان رو هم عوض کرد متاسفانه شعر که آیینه زلالی بود تبدیل به صنعتی برای کاسبی شده و باعث چنین کتک کاری هایی میشه..واقعا متاسفم برای این هنر.
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
بحث درگیری این دو شاعر هست و نه خواننده های فراری لس آنجلسی که اگر این ها هنرمند بودن جیره خور شبکه ها و باندهای ضدایرانی نمیشدن
یه سرچ ساده تو نت میتونه گذشته کثیف اون ها رو نمایان کنه
1393/02/5 15:55
من با سیما موافقم.آخه گلرویی کیه که با روزبه در بیافته؟
نازنین 1393/01/14 13:47
مخاطبان شما احمق نیستند ...

از دوستان میخواهم بار دیگر نقد اول یغما گلرویی را بخوانند ...
بنده اثری از توهین و بدگویی نمیبینم ..اگر شما دیدید نشان از روحیه عدم انتقاد پذیر و متعصب تان دارد ..
ما مخاطب هستیم ... به شعور خودمان احترام بگزاریم .
یغما گلرویی ترانه سرایی کهنه کار و با تجربه است اما کسی ادعای بی عیب بودنش را نکرده ... جالب نیست به هنرمند پیشکسوت و فهیم کشورمان اینگونه بتازیم و داد و فریاد کنیم حق با فلانی است و دیگری چرت گفته ...
مطمئنا انتظار نداشتید جواب تند گویی های آقای بمانی را یغما با سپاسگزاری و فدایت بشوم بدهد.. .!!!
بنده اولین بار که ویدئو ی " دنیای این روزای من " را از ماهواره دیدم بسیار شور و شوق داشتم تا نام ترانه سرای این کار را هر چه زودتر بدانم ... با دیدن نام آقای بمانی , خوشحال شدم که اینچنین ترانه سرای با استعدادی در سرزمین خودمان داریم ...
اما ترانه سرای با استعداد و بد گو به چه کار می آید ؟!؟!؟!؟

نه من و نه خیلی از شما در جلسه رونمایی از چاپ دوم کتاب یغما نبودیم که بدانیم یغما کتاب را با امظایش هدیه داده یا روزبه از یغما امضا خواسته است ؟؟؟!!!
در هر صورت واضح است که یک نفر دماغش عجیب دراز شده ... اینکه او کیست .. خارج از توانایی ما مخاطبان کم هوش است!! و نیازمند پوآرویی است که سارق و دروغ گوی این ماجرا را کشف کند ...

نگذاریم هنرمندانمان از مخاطبانشان نا امید شوند ...
علی 1392/12/2 04:38
روزبه الان در حد ایرج واردلان وشهیار نیست واین واقعی است بزرگ-اما به شخصه روزبه رو بهترین میدونم تو ترانه سراهای داخلی -باتوجه به سن وکارهائی که ازش منتشر شده!اما اگه به قول یغما گول کف وسوت رو نخوره ودقت بیشتری کنه قطعا پتانسیل داره حتی از اون3استاد گرانقدر نامبرده هم بزرگتر بشه وابدا دور از دست رست نیست-هرچند که میگم بی نقص نیست ابدا ونقدهای یغما به اون چند بیت روزبه کاملا وارد بود وموافق بودم!لحنم بخاطر لحن یغما اینطوره وگرنه قطعا با زبان نرم تری مینوشتم!خالی کردن عقده های درونی برای کسی که تموم شده وبزرگتر از این نخواهد شد واقعا بده-یاد درختی میفتم که تنومند شده وبار خوبی هم داده نسبتا اما حسودیش میشه به نهالی که2اسالشه اما از اون بار بیشتری داده و قطعا تو اینده هم اگه عمری باشه براش پر بارتر خواهد شد!وحتی تلاش میکنه که باغبان ریشه ی اون درخت رو بزنه چون خودش تو اون باغ کم درخت به چشم میاد!به هر طریق اقای گلروئی اگر با حرف من مشکلی داره یه هزینه ای پرداخت کنه تا من کل اثار ایشون رو نقد کنم والبته مثلا سرقت های ادبی اش رو از اون قبیل که خودشون گفتند رو تو تمام وتک تک ترانه هاشون بیارم براشون-واینکه اصلا خوب نبود این بحث بین ابن دو بزرگوار،زمانی که تو این کسادی واراجیف بسیار تو موسیقی ما-این دو هم به جون هم بیفتن -وعلی یحال هردو موفق وموید باشند!
علی 1392/12/2 04:25
اینکه کسی اسمش رو عوض کنه یا اسمش رو تو البوم نیاره که دیگه دلیلش کاملا اشکاره واصلابا فرافکنی نمیشه جمعش کرد-چاپ کردن متعدد کتاب هم که چیکاره بودن ادم رو مشخص میکنه-هر چند یغما هم کارهای خوبی داره اما خب کل اثار ایشون رو به طور گلچین فقط با همین البوم ضعیف مقایسه کنید بعد جریان معلومه-800سالتونه واگه روزی روزبه مقلد شما بوده فرضا یه تو کلاستون تلمذ کرده حتی-اصلا نشان بزرگ تر بودن شما نیست موقعی که روزبه شروع کرده بوده ومثلا20سالش بوده شما30سالتون بوده و10سال سابقه داشتید-ایا اگه روزبه سن شما رو داشت باز این اتفاق می افتاد؟
علی 1392/12/2 04:25
اینه یغما میگه روزبه نباید بازاری باشه رو من چند و.قت پیش تو فیس بوک براش نوشتم-هر چند با توجه به غرورش و البته مشغله اصلا جواب نداد-اما از حق نمیشه گذشت وحرف یغما درسته به نظر منم--اون هم که یه تیکه و4تا کلمه بیاری و بگی تعبیر دزدی بسیار مبتذله-چون تو کلیت اثر متوجه میشیم که بسیار استادانه تر وبهتر کار کردن روزبه--واگه اینطوری بود که دیگه اصلا حافظ رو نباید میخوند چون فقط67بیت مستقیم از سعدی دزدیده!!!و اگه با تعابیر و الهام گرفتن حساب کنی قطعا بالای 500بیته،اما خب چه از حافظ کم میکنه ومگه غیر اینه که این نوع استفتاده اش استاد بودنش رو بیشتر نشون میده--وحرف دیگر اینکه این ها زبان مردم هستن وساختمان کلمات مال کس خاصی نیستند!هرچند شاید کلماتی رو با کسی بشناسن-طوری که انگار به تعبیر شفیعی کدکنی رستاخیز کلمات انجام داده باشند واهل کاشانم روزگارم بد نیست،فقط یاد اور سهراب باشند این کلنات!اما قطعا سهراب نمیتوانست مدعی این باشد که این ها برای من است وهرکس بگوید اهل کاشانم یا روزگارم بد نیست!مقلد ومیراث بر من است ومن از او بزرگترم چون او از من تقلید کرده است!
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
چه خوبه که ماهم تو نقدامون توهین نکنیم.دقیقا مثله این دو شاعر که!!!!!
علی 1392/12/2 04:07
واقعا که-برادرگلروئی عزیز ایا حتی ترانه ی مجانی به داریوش دادن بد است؟//خداگواه که حداقل بزرگترین ترانه سراین ما ارزوشونه که داریوش یه پاراگراف ازشون بخونه-من بخدا که از طرفداران داریوش نیستم ام خب بزرگ همیشه بزرگه من حتی از صدای شجریان هم خوشم نمیاد واز اشعار حافظ اما چطوری وچقدر باید بی چشم و رو باشم که چون خوشم نیاد نگم این ها بهترین هستند هرچن ذائقه ی من چیز دیگری باشد
عنایت اله کلامی مقدم پاسخ داد:
این که این آقای لس آنجلسی بهترین هست نظر همه نیست دوست عزیز
ترانه دادن به این ها از مشروعیت و اعتبار شعرا کم میکنه
احسان 1392/11/17 19:40
فقط یغمااااااااااااااااااا گلرویی،امید وارم که همیشه خوش باشه............
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
 
درباره ما
هر آهنگی که می خوای به شرط این که این ور آبی باشه
از این تاریخ به بعد آهنگ های دارای مجوز حداقل بعد از 2 ماه در وبلاگ قرار می گیرد پس لطفا شما هم با ما همراه شوید تا پیشرفت موسیقی ایران
مدیر : عنایت اله کلامی مقدم
بیوگرافی
آرشیو مطالب
برچسب ها
هرچی آرزوی خوبه مال تو , تکست آهنگ مترو از محسن چاوشی , دانلود آهنگ های ایرانی , آهنگ , لیست آهنگ پیشواز همراه اول از علیرضا افتخاری , آهنگ های زیبا از کویتی پور , محمد اصفهانی , آکورد آهنگ مترو از محسن چاوشی , آهنگ جدید ایرانی , دانلود اسلاید , آهنگ مترو از محسن چاوشی , mohsen chavoshi ahang metro , پخش اهنگ حرفامو باورکن , آهنگ جدید , هرچی آرزوی خوبه , اهنگ , آهنگ جدید احسان خواجه امیری با نام هرچی آرزوی خوبه مال تو با کیف , متن تمامی آهنگهای آلبوم عاشقانه ها اثری از احسان خواجه امیریدایر , دانلود آهنگ جدید غمگین , كد پیشواز ایرانسل الصلاه و السلام سامی یوسف , آهنگ های کویتی پور , آلبوم جدید , محسن چاوشی , او در كنار ماست سامی یوسف , گالری عکس , بیوگرافی , دانلود آهنگ جدید , احسان خواجه امیری , پاورپوینت , پخش آنلاین آهنگ پیشواز , اهنگ جدید غم غفلت از محمد اصفاهانی , دانلد اهنگ توبایدجای من باشی , دانلود آهنگ , کدپیشوازهرچی ارزوی خوبه مال تو , اهنگ جدید از محمد اصفهانی غم غفلت , کویتی پور , پیشواز همراه اول , آهنگ جدید محسن چاوشی به نام مترو , اول از علیرضا افتخاری , مقاله , كد پیشواز ایرانسل آزمونهای زندگی سامی یوسف , دانلود , دانلود آلبوم خاموش با صدای کویتی پور , پخش انلاین آهنگ چندسال از امشب بگذره , كد پیشواز ایرانسل با هر قطره اشكی , روزبه بمانی , دانلوداهنگهای سعیدشهروز با کیفیت های 320 و 128 , اهنگ جدید محمد اصفهانی 91 , آهنگ مترو محسن چاووشی , متن ترانه ها ایرانی ,